استان سیستان و بلوچستان

​​​​​​استان سیستان و بلوچستان به عنوان پهناورترین استان ،در ناحیه جنوب شرق کشور واقع شده است . این استان دارای 1210 کیلومتر مرز خاکی با کشورهای پاکستان و افغانستان و 370 کیلومتر مرزآبی در کرانه های شمالی دریای عمان است . از شمال به استان خراسان جنوبی ، از جنوب به دریای عمان ، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان و از غرب به استانهای هرمزگان و کرمان محدود شده است. مساحت استان 187502 کیلومترمربع است که 5/11 درصد از وسعت کشور را برمی گیرد. اینجا سرزمین نخلهای راست قامت بلند همت است و دیار نخل های کوتاه آرزو، ریگ های تفتیده در شکوه انوار طلایی خورشید، پای می کوبند و جان به خنکای نسیم شبهای با صفا، صفا می دهند. در این ولایت، مردم صبورند و میهمان پذیر ر، افتاده اند و سربلند ، آرام اند و خروشان، تیره اند و روشن، خاکی اند و افلاکی، دستان شان نقش حقیقت می زند و چشمان شان، برق حقیقت.

میراث فرهنگی و گردشگری سیستان بلوچستان

میراث فرهنگی و قصه تکراری نوش‌دارو بعد از مرگ سهراب!

گورستان‌های تاریخی و خانه‌های قدیمی که قدمت زیادی دارند، یکی دیگر از میراث فرهنگی کشور هستند که باید به ثبت ملی برسند و در حفظ و مرمت آن‌ها توجه بیشتری شود. در سال‌های گذشته به این آثار تاریخی بی‌مهری و بی‌توجهی زیادی شده است. حال این پرسش مطرح است که وزیر جدید میراث فرهنگی، گردشگری . صنایع دستی برای میراث فرهنگی کشور چه کاری می‌تواند بکند؟

با توجه به انتصاب عزت‌الله ضرغامی به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، از آنجا که او در این حوزه سابقه‌ی فعالیت نداشته و به هر دلیل هم ممکن است گزارش‌های تخریب‌ها و آسیب‌های وارده به پیکره‌ی میراث فرهنگی کشور به او نرسد، بخش میراث فرهنگی و گردشگری ایسنا بر آن شد که این کار را برای وزیر جدید انجام دهد که در سلسله گزارش‌هایی منتشر خواهد شد.

بی‌شک، یکی از مشکلات جدی برای میراث فرهنگی ایران حفاظت از میراث تاریخی و فرهنگی است. تخریب بافت های تاریخی به بهانه های مختلف و نبود توانایی کافی جهت حفاظت از آثار، تامین نشدن اعتبار برای مرمت بناهای تاریخی و افزایش سرقت آثار از جمله مشکلاتی است که میراث فرهنگی ایران با آن دست و پنجه نرم می کند.

این گزارش تنها بخشی از حوادث پیش آمده برای میراث فرهنگی ایران در سه ماهه دوم سال ۹۹ است. تعدد و تنوع آثار و بناهای تاریخی و فرهنگی در ایران زبانزد است اما نحوه حفاظت از این میراث جای نگرانی و سوال دارد که امید است بیش از پیش به آن توجه شود.

با تعیین دولت جدید و انتصاب وزیر وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بر توجه بیشتر به آثار و اماکن تاریخی و فرهنگی ایران که میراث با ارزش این سرزمین هستند، امید است.

در این گزارش به بخشی از حوادث تابستان ۹۹ اشاره شده است (حوادث بهار سال ۹۹ در گزارش قبلی آمده بود که در پایین همین صفحه لینک دسترسی آن موجود است). برخی از این وقایع در حال بررسی هستند و برخی دیگر به حال خود رها شده‌اند. هدف از این گزارش تاکید بر ارزش آثار باستانی، تاریخی و فرهنگی کشور و توجه بیشتر برای پیشگیری از بعضی رخدادهاست.

سارقان میراث فرهنگی ​​​به گورستان های تاریخی یزد هم رحم نکردند

قبرستان‌های تاریخی یزد از میراث ارزشمند این دیار هستند که در روزهای کرونایی، مورد دست درازی سارقان میراث فرهنگی قرار گرفته‌ و اگر هیچ اقدامی برای حفظ این میراث ارزشمند اتفاق نیافتد، این میراث از دست می روند. این قبرستان‌های تاریخی که بعضاً قدمتی بیش از ۱۰۰۰ سال دارند و در نقاط مختلف این شهر از دوران مختلف تاریخی به یادگار مانده‌اند. با توجه به سابقه یزد در زمینه ثبت جهانی و قدمت تاریخی آن، نداشتن تدبیر و نبود قوانین محکم مدیریتی و نظارتی ممکن است که زمینه‌ساز بروز صدماتی به این مواریث ارزشمند می‌شود.

نوش دارو بعد از مرگ �ابن بابویه�

از دیگر خبرهای نگران کننده درباره گورستان تاریخی �ابن بابویه� بود که در تابستان ۹۹ منتشر و در این خبر به صاف کردن زمینِ این قبرستان با نام طرحِ ساماندهی قبرهای آن شاره شد. �ابن بابویه� دومین قبرستان تاریخی پایتخت است که در این طرح که بخشی از نشانه‌های آن‌ که باعث می‌شد به عنوان یک قبرستان تاریخی شناخته شود، از بین رفت.

هر چند در پاسخ به همه‌ اعتراضات، متولیان قبرستان تاریخی به طور دائم تاکید داشتند که سنگ قبرهای قدیمی را سر جای اصلی خود برگردانده‌اند، اما به نظر می‌رسد حتی میراث فرهنگی هم نکته‌ اصلی را برای این محوطه‌های تاریخی فراموش کرده بود، آن هم نشانه‌هایی که اصلا به واسطه‌ آن‌ها �قبرستان ابن‌ بابویه� را در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رساندند، یعنی علاوه بر سنگ قبرهایی که امروز بخش زیادی از آن‌ها به هر دلیلی از بین رفته‌اند، شاکله‌ اصلی قبرستانی که نخستین گورستان شهرری و دومین قبرستانِ تهران هم محسوب می‌شود، از بین رفته است.

در عین حال امیرمصیب رحیم‌زاده - مدیر اداره میراث فرهنگی شهرستان ری - بعد از بررسی‌هایی درباره‌ فعالیت مینی لودر در قبرستان ابن‌ بابویه به ایسنا گفت: بعد از بررسی‌های انجام‌شده و تطابق تصاویر موجود از ضلع شمال غربی قبرستان ابن‌ بابویه، به این نتیجه رسیدیم که هیچ قبری در این نقطه تخریب نشده و میراث فرهنگی فقط با ایجاد فضای سبز در این نقطه موافق است. همچنین در جلسه‌ای با حضور مسوولان اوقاف و میراث فرهنگی، وضعیت گورستان ابن‌بابویه به طور کامل بررسی و تصمیم‌گیری نهایی انجام شود.

در نهایتت این مسئول در شهریور ۹۹ اعلام کرد که قرار است از این به بعد در قبرستان تاریخی ابن‌بابویه بدون مجوز میراث فرهنگی هیچ‌گونه بارگذاری انجام نشود.

البته که �ابن بابویه� نخستین بار نبود که طعمِ تخریب و ویرانی را می‌چشید؛ این محوطه‌ تاریخی در طول سال‌های مختلف و با اتفاقات سهمگینی از حمله مغول گرفته تا جنگ‌های خوارزمشاهیان و تیموریان، بارها ویران شد.

اما امید است، نهادهای متولی، خلاقیت بیشتری در حفظ، نگهداری و پیشنهاد کاربری‌های مرتبط برای بناهای تاریخی به خرج دهند.

سرنوشت تلخ �خانه شاملو� و �خانه به‌آذین�

جای خالی خانه‌های قدیمی تهران روز به روز پررنگ‌تر می‌شود و هر از چند گاهی از گوشه‌ای از این شهر صدای تخریب این خانه‌ها بلند می‌شود. در میان آن‌ها خانه نویسندگان، شاعران و کسانی که برای این مرز و بوم هنر آفرینی کرده اند، نیز وجود دارد. این خانه‌های قدیمی‌ای که خاطرات و یادگاری‌های افراد نامدار این سرزمین را در خود جا داده‌اند، جزوی از میراث فرهنگی ایران محسوب می شود و انتظار می رود متولیان این میراث در ثبت و حفظ این خانه‌ها به عنوان موزه یا بنیاد فرهنگی تلاش کنند.

�خانه شاملو� در خیابان ویلا، کوچه خسرو از آن بناهایی است که علاوه بر نسبتش با یک شاعر، به دلیل ارزش‌های معماری‌اش واجد ثبت ملی است و باید حفظ شود. این در حالی است که در دو سال گذشته رایزنی‌هایی برای تخریب این خانه انجام شد و بر خلاف درخواست میراث فرهنگی برای ثبت و حفظ آن مجوز گودبرداری نیز صادر بود.

اما در حال حاضر خانه مدت‌هاست به جز در ورودی که همیشه با قفل و زنجیر بسته است، هیچ چهارچوب و در و پنجره‌ دیگری هم ندارد. زباله‌ها درون خانه پراکنده‌اند و می‌توان گفت این بنای تاریخی را با زباله پر کرده‌اند.

امید است که به ارزش واقعی این بنای تاریخی پی برده شود و هر چه زودتر در جهت حفظ و ثبت ملی آن اقدام شود.

�فرزند به‌آذین که تا کنون خانه پدرش را با همان شکل و شمایل سابق نگه‌ داشته است، خواستار نجات این‌خانه از دست بساز بفروش‌ها و تبدیل آن به یک خانه‌موزه است�. درواقع خبر نگران‌کننده درباره یکی دیگر از خانه‌های قدیمی تهران بود که در سال گذشته منتشر شد

در این خبر منتشر شد: تخریب خانه قدیمی «محمود اعتمادزاده» که بخشی از فرهنگ ایران را در دل خودزنده نگه داشته، از خبرهای نگران‌کننده برای میراث و سرمایه فرهنگی این کشور است. صدای تخریب این خانه ۵۰ ساله توسط بساز بفروش‌ها بلند شده اما پسرش که ۴۰ درصد از این‌خانه در دست اوست می‌خواهد این خانه را از تخریب نجات داده و به موزه و بنیاد فرهنگی تبدیل کند.

با انتشار این خبر و توجه دوستداران این حوزه، حرکت فرهنگی جهت ثبت ملی خانه «به‌آذین»با ارسال نامه‌ای در این ارتباط به میراث فرهنگی استان تهران آغاز شد. اما همچنان این هدف محقق نشده است ودر تیر ماه سال جاری خبر سرقت از «خانه به‌آذین» منتشر شد.

«خانه «به‌آذین» را به عنوان میراث مهم فرهنگی فورا به ثبت ملی برسانید»؛ این خواسته کاوه اعتمادزاده درباره میراث به‌جامانده از پدرش است.

«خانه ملک‌الشعرای بهار» را دریابید!

سال‌هاست خبر وضعیت نه چندان مناسب «خانه ملک‌الشعرای بهار» تایید می‌شود، اما هیچ حرف و حدیثی از توجه بیشتر به خانه نیست؛ خانه‌ای که در مرز ۸۰ سالگی قرار دارد یعنی در اواخر دوره‌ پهلوی اول ساخته شده و با وجود معاصر بودنش‌ مانند تعداد زیادی از خانه‌های قدیمی و ارزشمند تهران شرایط خوبی ندارد.

مدت‌ها خبری از وضعیت این خانه تاریخی و ارزشمند نبود و در این میان تابلویی نیز با نام «خانه موزه ملک‌الشعرای بهار» سر بن‌بست گوهر نصب شد و در نهایت اردیبهشت دو سال گذشته بود که هیات موسس خانه انجمن‌های ادبی کشور درخواست کرد تا خانه ملک‌الشعرای بهار به انجمن‌های ادبی واگذار شود ولی در سال گذشته خبرهایی از فروش خانه به یک دستگاه دولتی و آغاز اقداماتی برای تخریب خانه مطرح شد، با پیگیری‌های خبرنگار ایسنا به نظر رسید این خانه در دست مرمت است و شاید هم بازسازی. هرچند این خانه‌ تاریخی دوم بهمن‌ماه ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و حدود ۱۷ سال از شناسایی و ثبت آن می‌گذرد اما هچنان سرنوشت مشخص ندارد.

نجات «خانه نیما» از تخریب هم دردی را دوا نکرد

خانه نیما یوشیج - پدر شعر نو فارسی – که در سه سال گذشته دردسرها و حاشیه‌های مختلفی را تجربه کرد، از خروج از ثبت خانه گرفته تا مالکی که می‌خواست آن را تخریب کند و در نهایت فکر ایجاد سفره‌خانه به سرش افتاد تا خریدِ خانه توسط سازمان زیباسازی و قول‌هایی که برای مرمت و احیای آن در خرداد سال گذشته توسط رییس سازمان زیباسازی متبوعِ آن، هنوز در سکوت راهی جز متروکه شدن بیشتر ندارد و گاهی صدای اعتراضِ علاقمندان به نیما و هنرهایش این خانه از فراموشی کامل نجات می‌دهد.

سرنوشت خانه‌های تاریخی که دیوار به دیوار آن ها پوشیده از فرهنگ و هنر این مملکت است، مراقبت و توجه بیشتری لازم دارد. چرا باید خبر تخریب این خانه‌ها، موجب تلاش برای حفظ آن‌ها شود. چرا بدون هیچ هیاهویی، ««خانه...» موزه می شود» یا «خانه ..» ثبت ملی شد»، یک تیتر خبری نمی‌شوند؟

ساختمان پیر «کفش ملی» به امید قول‌های مرمت، زنده مانده است

یکی از بناهای قدیمی تهران در میدان قیام که به یک سده قبل تعلق دارد، ساختمان قدیمی یکی از اولین فروشگاه‌های کفش ملی است. چندین بار از شهرداری منطقه گرفته تا برخی از دیگر مسوولان متولی مربوط به این بنای تاریخی، قول مرمت و ساماندهی آن را داده‌اند اما امروز تنها چیزی که از آن به چشم می‌آید ساختمانی متروکه است با ترسی که به جان عابران و ماشین‌سواران این ضلع از میدان قیام انداخته است.

شهردار منطقه ۱۲ در آذر سال ۹۹ درباره ساختمان کفش ملی به ایسنا گفت: این ساختمان باید مقاوم سازی شود در غیر این صورت ممکن است خطراتی برای شهروندان و ساختمان‌های مجاور ایجاد کند، اما متاسفانه تا به امروز کار جدی در این زمینه صورت نگرفته است.

او با تاکید بر اینکه بارش های آتی می تواند این ساختمان را ناایمن تر کند، اظهار کرد: این درحالی است که سازمانهای متولی مثل میراث باید فکری کنند، چرا که این ساختمان ۸۷ ساله، وضعیت ایمنی خوبی ندارد و باید کاری از سوی مالک انجام گیرد.

تخریب میراث فرهنگی آسیبی جبران ناپذیر و دردآور به تاریخ، تمدن و هنر محسوب می‌شود که دغدغه فرهنگ دوستان هر مملکتی است، باشد که برای زنده نگهداشتن این میراث تلاش‌های بیشتری انجام شود.

نگاهی به سرقت‌های میراث  فرهنگی کشور

آثار تاریخی ایران کجا هستند؟

توجه به آثار تاریخی و باستانی ایران همیشه موردتوجه باستان‌شناسان و کاوشگران بوده است و در این میان عتیقه‌فروشان و قاچاقچیان هم بی‌نصیب نماندند.

آثار تاریخی دزدیده‌شده از ایران کجا هستند؟

آثار هنری همواره از انتخاب‌های اصلی سارقان بوده‌اند. درطول تاریخ آثار نقاشان و هنرمندان مشهور نقاط مختلف جهان از �رامبرانت� گرفته تا �پیکاسو� از دستبرد سارقان در امان نبودند.
در کشورمان هم سرقت ابنیه تاریخی و آثار هنری مشهور که توسط هنرمندان بزرگ خلق ‌شده‌اند هم درطول سال‌های گذشته بسیار گزارش شده است که از کشور خارج شده‌اند یا هنوز ردی از آنها نیست یا در کشمکش‌های حقوقی هنوز نتوانستند به کشور بازگردانده شوند. البته باید گفت توجه به آثار تاریخی و باستانی ایران همیشه موردتوجه باستان‌شناسان و کاوشگران بوده است و در این میان عتیقه‌فروشان و قاچاقچیان هم بی‌نصیب نماندند و درطول این سال‌ها اشیای تاریخی فراوانی به‌صورت قاچاق از کشور خارج شده‌اند. در این سال‌ها، برخی آثار تاریخی که قاچاق شدند توسط کارشناسان شناسایی و به کشور بازگردانده شده‌اند اما پرونده‌هایی هم هستند که هنوز به نتیجه نرسیده‌اند و حکمی برای آنها داده نشده است. در ادامه، به برخی از دزدی‌های بزرگ آثار هنری تاریخ کشورمان نگاهی می‌اندازیم.

گل‌نبشته‌های تخت‌جمشید

قرار بود باقی‌مانده گل‌نبشته‌های تخت‌جمشید که در سه مرحله به کشور بازگشته بود هم بازگردانده شود که به‌دلیل اتفاقات سیاسی عملا استرداد باقی الواح هخامنشی از سال 83 به بعد متوقف شد.

سرقت تابلوهای 500 میلیون تومانی یک هنرمند

سرقت پنج تابلوی نفیس معرق و منبت هاشم فنی‌پور، هنرمندی که نشان درجه دو هنری دارد و در چند دوره از نمایشگاه‌های دوسالانه نگارگری ایران به‌عنوان معرق کار خلاق رتبه اول را کسب کرده، یکی‌دیگر از سرقت‌های هنری کشورمان است که گزارش شده است. این آثار که ارزش ۵۰۰میلیون تومانی داشتند، از سال ۱۳۶۰ توسط این هنرمند برای ساخت آنها زحمت کشیده بود و در نمایشگاه‌های متفاوتی به نمایش گذاشته شده بود. آثاری که به گفته پسرش حدود دوسال و نیم زمان برای ساخت آنها صرف شده بود.

آثار تاریخی مفرغ لرستان در امارات

آثار تاریخی مفرغ لرستان سال ۸۶ از امارات برگشت داده شد که شامل ۱۵ اثر است. این آثار آنقدر بااهمیت است که باستان‌شناسان معتقدند می‌توان با کمک آنها در کنار هم اطلاعات تاریخی این منطقه میراثی را تکمیل‌تر کرد.

سرقت 2 تابلوی �احصایی� هنرمند نامی ایرانی

سرقت دو اثر مدرن از آثار هنرمندی که آثارش در حراجی‌های معتبر بین‌المللی خریدار دارد یکی‌دیگر از سرقت‌های کشورمان است. دو تابلوی نقاشیخط نفیس از محمد احصایی هنرمند پیشکسوت ایرانی و چند اثر هنری دیگر متعلق به مجموعه‌ای خصوصی در شمال تهران به سرقت رفته است. این تابلوها ازجمله آثار شاخص این هنرمند محسوب می‌شوند که مالک فعلی، آنها را در سال 1387 خریداری کرده بود. تابلوی به سرقت رفته اول با عنوان �محبت�، مربوط به سال 1383 است که امضای �احصایی 83� در حاشیه پایین آن به چشم می‌خورد. تابلوی محبت در چهار لت (تکه) کشیده شده که ابعاد هر �لت� 89 در 89 سانتیمتر و ابعاد کلی تابلو 180 در 180 سانتیمتر بود. این تابلو با تکنیک ترکیب مواد روی بوم به اجرا درآمده است. تابلوی به سرقت رفته دیگر از مجموعه معروف این هنرمند تحت‌عنوان �ذکر تصویری الله� است و �سماع� نام دارد. سال اجرای این اثر 1992 است و ابعاد کلی آن 86 در 86 سانتیمتر. این اثر که با تکنیک گواش و رنگ اتومبیل روی مقوا اجرا شده جزء دیگر آثار ارزشمند این هنرمند است که شامگاه جمعه 13 مرداد از محل نگهداری آنها در شمال تهران به سرقت رفته است.

سرقت 2 شمشیر فولادی از کاخ سعدآباد

دو شمشیر فولادی که سال ۷۸ از کاخ موزه ملت در سعدآباد تهران به سرقت رفته بود، هفتم بهمن 1383 رسما تحویل مقامات ایران شد. شمشیر‌های مسروقه از کاخ موزه ملت ازجمله اشیای متعلق به کلکسیون مادر پهلوی دوم محسوب می‌شوند. یکی از این شمشیر‌ها متعلق به دوره قاجار بوده و دیگری با تزئینات سنگ‌های برلیان و یاقوت متعلق سیمون بولیوار ــ رهبر انقلاب بولیوی ــ است. این شمشیر‌ها سال 81 در باکو پیدا شد.

سنگ‌قبر 900 ساله در انگلستان

سنگ‌قبری 900 ساله سال 80 از کشور ربوده شد که پس از آن دفتر حقوقی سازمان میراث فرهنگی اقدام به یافتن این شیء تاریخی کرد تا اینکه سرانجام در انگلستان پیدا شد. پلیس بین‌الملل با مشاهده مستنداتی که از ایران دریافت کرده بود، اعلام کرد مالک اصلی این اثر ایران است و خروج آن به شکل غیرقانونی صورت گرفته است. این سنگ‌قبر به اندازه 65�81 در محراب تابستانی مجد ابرند‌آباد نصب شده بود. روی این سنگ‌قبر سه حاشیه با خط کوفی و ثلث با آیاتی از سوره‌های فصلت، آل‌عمران و توبه نقش بسته است. همچنین بر پیشانی این سنگ کلمه �لا اله الا الله محمد رسول‌الله� نوشته شده بود که متن آن تاریخ 533 هجری قمری را نشان می‌دهد. این سنگ قبر در 25 بهمن 1380 از محراب قسمت تابستانی مسجد ابرند‌آباد یزد دزدیده شد. مسجد ابرند‌آباد که در ابتدای شهر یزد قرار دارد سال 1387 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

کشف اشیای تاریخی مسروقه جیرفت در گالری برکت انگلیس

خرداد 84 اعلام شد گالری انگلیسی برکت از باز پس‌دادن اشیا تاریخی جیرفت که پیش از این به انگلستان قاچاق شده بود، خودداری کرده است. با قاچاق اشیای تاریخی جیرفت به انگلستان، سه پرونده در مراجع حقوقی لندن توسط ایران مطرح شد که به‌دنبال پیگیری‌های بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صدور رای به‌نفع ایران از سوی مراجع حقوقی لندن، اسفند سال 83، دو محموله که شامل 30قطعه از آثار تاریخی- فرهنگی بود، از گمرک فرودگاه این شهر ترخیص و به سفارت ایران تحویل داده شد که در موزه ملی به نمایش گذاشته شد.

کشف ریتون سفالی در مرز رومانی و بلغارستان

ابتدای سال 86، یک ریتون سفالی متعلق به هزاره اول قبل از میلاد از داخل یک کامیون در مرز رومانی و بلغارستان از سوی پلیس رومانی کشف و ضبط شد و طبق گزارش‌ها راننده این کامیون تبعه ایرانی بوده و وسایل یک دیپلمات آلمانی را حمل می‌کرده است. این ریتون سفالی که به‌وسیله حفاری‌های غیرمجاز در شمال کشور کشف شده بود به صورت غیرقانونی از کشور خارج شد، خوشبختانه با اقدامات سازمان میراث فرهنگی و طبق کنوانسیون سنای بین‌المللی سال‌های 1970 و 1995 که کشور ایران و رومانی به آن پیوستند، این شیء تحویل داده شد.

بازگشت اشیای باستانی خوروین به ایران

سرانجام با صدور حکم دادگاه بلژیک به‌نفع ایران پس از ۳۵سال اشیای عتیقه خوروین به کشور بازگشت. در سال 1344، وولف کاریوس همسر بلژیکی پروفسور ملکی 349 قلم از اشیا خوروین را به‌صورت غیرقانونی از کشور خارج و به کشور بلژیک برد. بعد از آن و در سال 1360 دادگاه بلژیک ایران طرح دعاوی کرد و سرانجام بعد از 33 این آثار به کشور بازگشت. این ۳۴۹ اثر تاریخی فرهنگی بازگردانده‌شده از بلژیک با حضور رئیس‌جمهور در موزه ملی ایران رونمایی شد. جدا از این آثار ایران دارای کتیبه‌ها، آثار تاریخی و ظروف تاریخی زیادی در موزه‌ها و حراجی‌های کشورهای دیگر است که به‌صورت غیرقانونی به حراج رفته‌اند و هنوز نتوانسته ثابت کند این آثار متعلق به ایران هستند.

مجازات قاچاق اموال تاریخی و فرهنگی

در صورتی که جرم قاچاق اموال تاریخی و فرهنگی احراز شد مجازات مرتکب جرم قاچاق اموال تاریخی و فرهنگی بر طبق ماده 561 قانون مجازات اسلامی عبارت است از : حبس از یک تا سه سال و پرداخت جریمه معادل دو برابر قیمت اموال موضوع قاچاق که قانونگذار علاوه بر این مرتکب را محکوم به استرداد اموال نیز می کند به عبارت دیگر حبس فرد مرتکب نباید از یک سال کمتر و نباید از سه سال بیشتر باشد و علاوه بر این باید دو برابر قیمت مالی که قاچاق را پرداخت نماید که این ها علاوه بر استرداد اموال فرهنگی و تاریخی است .
نکته قابل توجه این است که به دلیل اهمیت جرم قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی اگر اقدام خارج کردن اموال تاریخی و فرهنگی به دلایل و موانعی صورت نگیرد باز هم مرتکب مجرم می باشد و مجازات بیان شده در بالا اجرا می شود .
لازم به ذکر است که قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی از یکی انواع جرایم با جنبه عمومی است یعنی جرمی که به وقوع پیوسته است وجدان عمومی را جریحه دار کرده است . در واقع در این دسته از جرایم ، عمومیت جرم بر بُعد خصوصی آن برتری دارد . پس به دلیل آن که جرم قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی دارای جنبه عمومی است هر فردی که از وقوع این جرم آگاهی پیدا کرد می تواند به مرجع قضایی شکایت یا وقوع جرم را اطلاع دهد که به محض اطلاع مراجع قضایی سریع رسیدگی می شود .

جرم قاچاق اموال تاریخی و فرهنگی

جرم قاچاق اموال تاریخی و فرهنگی چیست برای پاسخ به این سوال ابتدا باید گفت که اموال فرهنگی به اموال منقولی گفته می شود که بیانگر وجوه مختلف زندگی انسان در دوران تاریخی بوده است مانند روزنامه های قدیمی یا تمبر و یا نقاشی و یا مهر های قدیمی که پژوهش در خصوص آنها وجوه مختلف زندگی در زمان قدیم را نشان می دهد و اموال تاریخی بیانگر اتفاقات تاریخی است و زندگی رهبران یا پادشاهان را بیان می کند .
با توجه به مفهوم اموال تاریخ و فرهنگی باید گفت زمانی که اموال تاریخی و فرهنگی فوق به کشور دیگری انتقال داده شود به طوری که دولت خروج این اموال را ممنوع کرده باشد جرم قاچاق رخ داده است . در واقع قاچاق به معنای ورود و خروج کالا غیر مجاز یا کالاهای که ورود و خروج آن ممنوع شده است می باشد که قانونگذار در ماده 561 قانون مجازات اسلامی اینگونه بیان می کند که : هر گونه اقدام به خارج کردن اموال تاریخی - فرهنگی از کشور هر چند به خارج کردن آن نیانجامد به عبارت دیگر اگر فردی این اموال را به قصد خارج کردن از کشور بر دارد ولی دستگیر شود باز هم قاچاق محسوب و مرتکب به مجازات تعیین شده در این قانون محکوم می گردد . نکته قابل توجه این است که تشخیص ماهیت تاریخی - فرهنگی به عهده سازمان میراث فرهنگی کشور می باشد . به عنوان مثال ممکن است فردی تابلو نقاشی یا یک وسیله تاریخی در یک مکان قدیمی و تاریخی پیدا کند ولی برای فروش یا به قصد سودجویی آن را از کشور به صورت غیر قانونی و قاچاق خارج کند و یا قبل از خارج کردن آن از کشور دستگیر شود مرتکب در این صورت به جرم قاچاق اموال فرهنگی و تاریخی محکوم می گردد و در خصوص این که آن شی آیا یک شی تاریخی و فرهنگی است یا خیر بر عهده سازمان میراث فرهنگی کشور می باشد .

میراث فرهنگی

ایران نیز به عنوان وارث مستقیم یکی از حوزه‌های تمدنی مطرح در عرصه‌ی جهانی-که با وجود فراز و فرودهای بسیار و به‌ویژه بی‌توجهی‌ها در این چند دهه ارتباط خود را با همه‌ی تاریخ طولانی‌اش حفظ کرده- می‌تواند از امکان ثبت میراث ناملموس خود و به ویژه ظرفیت ایجادشده از طریق ثبت مشترک بهره‌ی فراوان ببرد. ثبت مشترک میراث فرهنگی میان ایران و کشورهای همسایه، می‌تواند برای هر دو طرف یادآور یگانگی­ در تاریخ و فرهنگی چند هزار ساله باشد که تا زمانی نه چندان دور، حتی در عرصه‌ی سیاسی، این یگانگی موجود بوده و با چنین میراث مشترکی است که هدف دیگری از این حرکت که ترویج فرهنگ صلح باشد به دست می‌آید.

لیکن، چنان‌که توضیح داده شد، این امر می‌تواند مخاطرات خود را هم داشته باشد. کمتر کسی است که از اختلافات ایران و امارات درباره ثبت جهانی بادگیر، یا اختلافات ایران و جمهوری آذربایجان بر سر تار، چوگان و موارد دیگر آگاه نباشد. در بسیاری از این موارد، دولت ایران غافل‌گیر شده، یا با بی‌تفاوتی و انفعال خود قافله را به همسایگانش باخته است (مورد ثبت تار). اما در موارد دیگری نیز به گونه‌ای از ثبت مشترک - ولو دیرهنگام - تن داده که در نهایت منجر به لاپوشانی کردن ریشه‌های ایرانی یک سنت فرهنگی و ایجاد فضا برای جدال‌های آتی شده است.

ثبت مشترک جهانی نوروز را می‌توان از این دست به شمار آورد که اینک زمینه‌ساز جعل‌های تاریخی و تحریف‌های قوم‌گرایانه توسط برخی از کشورها شده است؛ امری که با نبود سازمانی در درون کشور برای رصد و اعتراض می‌رود که تبدیل به رویه‌ای در مورد همه‌ی آثار تاریخی ایران گردد.

اینک، در سال ۲۰۲۲ میلادی، آگاه شده‌ایم که دولت جمهوری آذربایجان، در اقدام سیاسی دیگری، در صدد است «فرهنگ پهلوانی، ورزش زورخانه‌ای و کشتی‌گیری» را به نام خود ثبت کند. این در حالی است که ایران در سال ۲۰۱۰ میلادی آیین‌های مرتبط با «ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای» را به نام خود ثبت کرده است.

سرقت میراث فرهنگی ناملموس ایران؛ این بار فرهنگ پهلوانی، ورزش زورخانه‌ای و کشتی‌گیری

جالب آن‌که کشور نام‌برده حتی پیوستن به پرونده‌ی پیشین را کسر شأن خود دانسته و به قصد انکار کردن ریشه‌های ایرانی این ورزش، به دنبال ثبت مستقل آن است.

سرقت میراث فرهنگی

بر­ این پایه، کشورهای با نفوذتر و با برنامه‌تر، به صرف بهره‌مندی دو مؤلفه‌ی نام‌برده، می‌توانند میراث فرهنگی مشترک با همسایگانشان را به نام خود بزنند و از مزایای آن در زمینه تبلیغات بین‌المللی فرهنگی، جذب گردشگر و حتی توسعه صنعت از طریق ادعای مالکیت فکری بر بسیاری از فرآورده‌های ذهنی تاریخی بشری بهره ببرند. اختلافات از این دست میان چین و ژاپن و کره جنوبی یا روسیه و قزاقستان گزارش شده است و شوربختانه آن نهاد بین‌المللی هم فقط به شکل کار، که کشوری اعتراضی نکرده باشد، کار دارد

میراث فرهنگی شیراز

نقش رستم
تاریخچه نقش
بنای تاریخی نقش رستم که در نزدیکی بنای تخت جمشید واقع شده است، یکی از جاذبه‌های تاریخی ایران محسوب می‌شود که در استان فارس قرار دارد.

در ایران بناهای تاریخی بسیار زیادی وجود دارند که باعث شده هر ساله تعداد زیادی گردشگر و توریست به ایران سفر کنند. برخی از نقاط ایران، دارای جاذبه‌های گردشگری بسیار زیادی هستند. استان فارس از جمله بخش‌های ایران است که داری جاذبه‌های گردشگری طبیعی و تاریخی است.

نقش رستم یکی از بناهای تاریخی است که بخش بزرگی از تاریخ ایران را از دوران پیش از میلاد مسیح و تا اوایل دوران پس از میلاد مسیح را در خود جای داده است. بنای تاریخی نقش رستم شامل تعداد بسیار زیادی از کتیبه‌های سنگی است که باستان شناسان با کمک آنها موفق شده‌اند به بخش بزرگی از تاریخ ایران دست پیدا کند.

نقش رستم و کعبه زرتشت
نقش رستم یک آرامگاه تاریخی با ارزش، و مربوط به دوران حکومت پادشاهان ایلامی، هخامنشی و ساسانیان است.

نقش رستم در حال حاضر با یک کتیبه بزرگ که بر روی کوه، آن را حکاکی کرده‌اند شناخته می‌شود. گفته می‌شود که برای نخستین بار در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی، زمانی که باستان شناسان آلمانی به ایران سفر کرده بودند، کشف شد.

در ابتدا باستان شناسان آلمانی موفق به کشف کتیبه‌های سنگی شدند، اما پس گذشت حدود ۱۳ سال، گروه دیگری از باستان شناسان موفق به کشف آثاری از قلعه‌ها و آب انباری شدند که متعلق به دوران حکومت ساسانیان بود. البته باستان شناسان باز هم موفق به کشف آثار تاریخی دیگری در محدوده نقش رستم شدند که پاسخ بسیاری از سوالات تاریخی بودند.

تاریخچه نقش رستم
نقش رستم یکی از بناهای تاریخی است که طبق گفته محققان و باستان شناسان، متعلق به دوران حکومت هخامنشی است. همچنین آثار کشف شده در این مکان آثاری از دوران حکومت ساسانیان و ایلامیان را نشان می‌دهد.

پس از کشف بنای نقش رستم، در ابتدا تصور باستان شناسان این بود که این بنا تنها آرامگاه پادشاهان هخامنشی است، اما با گذشت زمان و تکمیل فرآیند تحقیق باستان شناسان، مشخص شد که در اطراف آرامگاه، آثار برج و بارو (حصار یا قلعه) وجود دارد که متعلق به دوران حکومت ساسانیان است. همچنین سنگ برجسته‌ها و کتیبه‌های کشف شده متعلق به دوران حکومت ساسانیان بود.


نقش رستم در استان فارس
به همین دلیل امروزه، ارزش این بنا بسیار زیاد است، زیرا علاوه بر آرامگاه پادشاهان هخامنشی، بخش بزرگی از تاریخ ایران را در خود جای داده است.

بر روی تخته سنگ‌های کوه رستم، تصاویر و متون زیادی وجود دارند که بخشی از آنها هنوز هم رمزگشایی نشده‌اند و متاسفانه هویت بسیاری از آثار هنوز هم برای باستان شناسان مجهول و ناشناخته باقی مانده است.

دلیل نام‌گذاری
گفته می‌شود بر طبق افسانه‌ای که در شاهنامه آمده است، در محدوده نقش رستم، محل رویارویی رستم و اسفندیار بوده است، همچنین در میان تصاویر کشف شده، تصویر یک فرد بلند قامت و به شکل پهلوان دیده می‌شود که باستان شناسان احتمال داده‌اند که تصویر رستم است. به همین دلیل نام این بنای تاریخی را نقش رستم گذاشته‌اند.

فضای داخلی
پیش از کشف کامل نقش رستم در ابتدا این بنای تاریخی تنها شامل یک کتیبه بزرگ سنگی بود که بر روی کوه آن را تراشیده بودند، اما زمانی که باستان شناسان بخش‌های دیگری از این مجموعه تاریخی را کشف کردند، کاملاً مشخص بود که یک قلعه در دل کوه وجود داشته که تمام قسمت‌های آن از سنگ بوده است. در فضای داخلی مجموعه نقش رستم، آثاری از دو آتشگاه وجود دارد که در دو اندازه ساخته شده‌اند. گفته می‌شود که احتمالاً این دو آتشگاه مربوط به دوران حکومت ساسانیان هستند.

با توجه به تصاویری که بر روی دیوارها وجود دارند، احتمالاً بخشی از این مکان برای ذبح و قربانی کردن حیوانات استفاده می‌شده و احتمالاً این بخش از فضای داخلی نقش رستم نیز مربوط به دوران حکومت ساسانیان است.

به طور کلی آثاری که در بنای تاریخی نقش رستم وجود دارند، نشان دهنده دوران حکومت ایلامیان، هخامنشی و ساسانیان است. البته آثار مربوط به حکومت ساسانیان بیشتر به چشم می‌خورد.

آرامگاه نقش رستم
همان طور که در ابتدا اشاره شد، نخستین بار یک آرامگاه در محدوده نقش رستم کشف شد که مربوط به دوران حکومت هخامنشیان بود.

نخستین آرامگاهی که در نقش رستم وجود دارد، آرامگاه داریوش اول هخامنشی است که شواهد نشان می‌دهد از سایر آرامگاه‌ها قدیمی‌تر است. آرامگاه داریوش اول حدود ۶۰ متر از سطح زمین فاصله دارد. در بالای ورودی آرامگاه نیز تصاویری وجود دارند که احتمالاً مربوط به کاخ تچر در تخت جمشید، محل حکومت داریوش هخامنشی بوده است.

آرامگاه داریوش اول هخامنشی برای دنیا بسیار با ارزش است، زیرا داریوش اول با ترویج بسیاری از خدمات سازنده در ایران، توانست فرهنگ غنی ایران را به دنیا معرفی کند.

در بخش داخلی مقبره داریوش هخامنشی، سه سنگ قبر وجود دارد که احتمالاً سنگ قبری که به درب ورودی نزدیک است، متعلق به داریوش اول است. همچنین در این مقبره ۸ سنگ قبر دیگر وجود دارد که به احتمال خیلی زیاد متعلق به خانواده و نزدیکان داریوش اول هستند.

دومین آرامگاهی که در مجموعه نقش رستم وجود دارد، متعلق به فرزند داریوش اول، یعنی خشایارشا است. خشایارشار مانند پدرش فعالیت‌های سازنده‌ای در دوران حکومت خود داشته است و سعی کرده است تا با ادامه فعالیت‌های پدر خود، بنای تخت جمشید را تکمیل کند.

گفته می‌شود بخش زیادی از تزیین‌هایی که در تخت جمشید وجود دارد مربوط به دوران حکومت خشایارشا بوده است. زمانی که خشایارشا به قتل رسید، پیکرش را به آرامگاه نقش رستم بردند و در نزدیکی آرامگاه پدرش به خاک سپردند. ورودی آرامگاه خشایارشا شباهت بسیار زیادی به آرامگاه داریوش اول دارد.

در مقبره خشایارشا سه قبر وجود دارد که با توجه به شباهت یکی از آنها به سنگ قبر داریوش، احتمالاً داده‌اند که متعلق به خشایارشا است.

سومین آرامگاه متعلق به اردشیر یکم، پسر خشایارشا است. اردشیر یکم زمانی به سلطنت رسید که جنگ‌های خارجی ایران به پایان رسیده بود و ایران با کشور یونان در دوران صلح به سر می‌برد. در دوران حکومت اردشیر یکم، بناهای بسیار زیادی در ایران ساخته شد که بسیاری از آنها در تخت جمشید قرار داشتند.

اردشیر یکم سعی کرد تا در دوران حکومت خود برنامه‌ها و پروژهای نیمه تمام پدر خود را یعنی خشایارشاه، به پایان برساند.

تاریخچه حکومت هخامنشیان نشان می‌دهد که اردشیر یکم در سن ۶۰ سالگی درگذشت و پیکر او را در نزدیکی مقبره پدرش، دفن کرده‌اند. مقبره اردشیر یکم شبیه به مقبره داریوش اول و خشایارشاه است، اما تزئیناتی که در مقبره داریوش اول و خشایارشاه وجود دارد، در مقبره اردشیر یکم دیده نمی‌شود.

ارتفاع این مقبره از سطح زمین کمتر از سایر مقبره‌ها است و از سه اتاق تشکیل شده است، همچین از معماری بسیار ساده‌ای برخوردار است.

چهارمین آرامگاه متعلق به داریوش دوم است و فاصله بسیار کمی با مقبره اردشیر یکم دارد و در مقابل بنای کعبه زرتشت قرار گرفته است. متاسفانه داریوش دوم برخلاف سایر پادشاهان هخامنشی دارای حکوت بسیار ضعیفی بود، و تلاش چندانی برای آبادانی و حفظ حکومت نداشت.

تزئینات مقبره داریوش دوم شباهت‌های بسیار زیادی به تزئینات موجود در تخت جمشید دارد و کاملاً مشخص است که هر دو بنا به یک دوران تعلق دارند، اما به لحاظ تزئینات داخلی، شباهت‌هایی با مقبره اردشیر یکم دارد. در مقبره داریوش دوم سه سنگ قبر وجود دارد که یکی از آنها متعلق به داریوش دوم است و یکی دیگر از آنها متعلق به همسرش، پروشات بوده است، اما متاسفانه هویت سنگ قبر سوم هنوز مشخص نشده است.

آثار تاریخی موجود در منطقه نقش رستم
در این منطقه آثار تاریخی بسیار زیادی وجود دارند که برخی از آنها شامل موارد زیر است:

نقش برجسته شاپور اول
نقش برجسته بهرام دوم
نقش برجسته هرمز دوم
کعبه زرتشت نقش رستم
نقش نبشته دار کرتیر
نقش برجسته نرسی
سنگ نبشته آرامی (که بر روی آرامگاه داریوش اول قرار دارد)
نقش برجسته اردشیر بابکان
نقش برجسته ایلامی